تبلیغات
جادوی سکوت"سکوت سرشار از سخنان ناگفته است" - ...!!!

































جادوی سکوت"سکوت سرشار از سخنان ناگفته است"

سلام دوستان همیشگی تالا

از اینکه بازم دیر آپ کردیم و چشمای قشنگتون رو منتظر گذاشتیم واقعا شرمنده...امیدوارم ببخشیدمون...اگرم سخته  هر دوتامونو ببخشین فعلا منو ببخشین تا بعد امید یه فکری بکنه و یه جوری از دلتون در بیاره  Smiley

زمزمه های دلتنگی این دفعه مون یه کوچولو با قبلی ها فرق می کنه.راستشو بخواین این شعر رو جایی خوندم و اونقدر به دلم نشست که دلم نیومد نزارم تو وبلاگ تا شما هم بخونین.

امیدوارم خوشتون بیاد...

شعری نگفته ام که بنویسم تا بگویی , وای چه زیباست...
تنها چند خط گریسته ام میان دفتری که سالهاست
لذت خودکاری را به خویش ندیده است:
من نمیدانم چرا سهراب گفت:
"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"
من همه چیز را همانگونه که هست می بینم
آیا آن کودکی را که دراز کردست دست
و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست
و یا آن کس که از تنهایی
به نوشتن ترانه دل بست
جور دیگر دیدنش انصاف هست؟
وقتی می بینی که زنی با فریاد
بهر فرزندانش تن به هر کاری داد
...وقتی می بینی که غروب خورشید
همه جا را گرفته چون باد...


وقتی می بینی که همه غمگینند با نقاب گشتند شاد
..وقتی می بینی که سکوت در ظلمت با هزار آه و صد ها فریاد
ناله ها را سر داد
...باز هم میگوی جور دیگر باید دید؟
وقتی خط به خط متن های همه نیست جز آه
... وقتی مردن همه در شهر سیاه
... وقتی که بر لب هر پیر و جوان هست زندگیم گشت تباه
... باز هم میگویی جور دیگر باید دید؟
با هزار خنده تلخ میگویم که به این حرف تو باید خندید
... شا ید آن روز که سهراب میگفت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"


خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت
... شاید آن روز سهراب به قد قامت موج ایمان داشت
شاید آن روز سهراب...!

 


نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 05:09 ق.ظ توسط امید نظرات |


كد قالب جدید قالب های پیچك